رها
نبسته ام به کس دل
نبسته کس به من دل
چو تخت پاره بر موج
رها رها رها من
به من هر آنچه او گفت
شده به سینه نزدیک
به من هر آنچه نزدیک
از آن جدا جدا من!!!
نه چشم دل به سویی
نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی
به یاد آشنا من
ستاره ها نهفته اند
در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من
+ نوشته شده در ساعت 11:30 توسط آشنا
|
تو این وبلاگ سعی شده داستانهای کوتاه اما آموزنده ای رو براتون بزاریم تا در موقع لزوم بتونید ازش استفاده کنید. شما می تونید اگه داستانی داشته باشید که اینجا نباشه اونو واسه ما بفرستید تا به اسم خودتون آپ کنیم. قبلا از نظرای قشنگتون تشکر می کنیم.