نگاهی کرد و ما را در به در کرد
یقین کرد عاشقم، بعدش سفر کرد
شکستی خورد و آمد تا بماند
ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد . . .
+ نوشته شده در ساعت 8:35 توسط آشنا
|
نگاهی کرد و ما را در به در کرد
یقین کرد عاشقم، بعدش سفر کرد
شکستی خورد و آمد تا بماند
ولی من رفته بودم ، او ضرر کرد . . .
تو این وبلاگ سعی شده داستانهای کوتاه اما آموزنده ای رو براتون بزاریم تا در موقع لزوم بتونید ازش استفاده کنید. شما می تونید اگه داستانی داشته باشید که اینجا نباشه اونو واسه ما بفرستید تا به اسم خودتون آپ کنیم. قبلا از نظرای قشنگتون تشکر می کنیم.