سلام دوست عزیز حالت خوبه؟چه خبر از روزگار؟ مشکلی که نداری؟راستی اگه یه وقتی به مشکل برخوردی چه کار میکنی؟تا حالا فکر کردی؟میخوام راجع به این موضوع با هم گپ بزنیم چطوره؟  ببینید هر آدمی در مرکز دایره ای قرار داره بنام دایره راحتی یا همون چیزی که ما بهش میگیم "ظرفیت آدم" پس هرچه قدر شعاع این دایره زیاد تر باشه ظرفیت آدم هم بیشتر میشه و بهتر میتونه با مسائل زندگی برخورد کنه .هر اتفاقی که برای ما میفته یا در داخل این دایره است که در این صورت ما راحت باهاش کنار میاییم و میپذیریمش ویا بیرون از این دایره است که اونوقت تبدیل میشه به یه مشکل این داستان ظرفیت آدمه .هرچه انسان مسائل مختلف رو حل کنه به همون نسبت ظرفیتش هم بالا میره و بهتر زندگی میکنه چون همه مسائل زندگی یه روز حل میشن مهم اینه که آدم خودشو گم نکنه و دستپاچه نشه. مولا علی میگه: ای کمیل بدان که این دلها مانند ظرفی هستند که بهترینشون پر ظرفیت ترین آنهاست.

پس فرق بین آدمها در ظرفیت اونهاست انسان با ظرفیت بالاتر در برابر مسائل محکم مثل کوه ایستادگی میکنه و چیزی نمیتونه اونو حرکت بده .

اما این صحبتها برای چیه؟ هدفم اینه که اولا بیاییم  دیدمونو نسبت به مسائل زندگی عوض کنیم ثانیا چطور اونهارو حل کنیم و ظرفیتمونو افزایش بدیم. یاد آوری چند نکته رو ضروری میبینم

اول اینکه انسان با خداوند یه رابطه عمیق داره که به صورت فطری در وجودش قرار داده شده . خدا مسائل انسان رو حل میکنه و راه خوب زندگی کردن رو به انسان یاد میده در کسب و کار آدم رو موفق میکنه و……پس باید باور کنیم که هر آنچه از سمت خدا به انسان میرسه خیر مطلقه.

دوم اینکه ما یه اصلی رو داریم به نام اصل انتظار.این اصل میگه تویه دنیا اون چیزی بهت میرسه که منتظرشی یعنی کسی که منتظره رخداد های خوبه اتفاقات خوب براش رخ میده وکسی که منتظره رخدادهای بده اتفاقات بد براش رخ میده نمونش افراد منفی باف.

پس باید در زندگی انتظاره چیزهای خوب رو داشته باشیم با این طرز فکر همیشه در زندگی برای ما اتفاقات خوب رخ میده اما اگر خدای ناکرده یه اتفاق بد برامون پیش اومد چی؟ در این صورت باید قبول کنیم که در کل این اتفاق ختمآ خیری برای ما قرار داده شده مثلآ اگه خدای ناکرده یکی از عزیزان خودمونو از دست دادیم باید قبول کنیم که در کل این قضیه خیری برای ما بوده حتمآ خدا خواسته به ما یاداوری کنه که بابا تا زنده هستی قدر زنده بودنت رو بدون و از فرصتهات درست استفاده کن و یه کم به خودت برس و…..

اما چطور مسائل رو حل کنیم؟هر انسان دو دست داره که دست راستش در دست خداوند قادر و متعاله و دست چپش در دست ضمیر ناخودآگاهه که با تماه کائنات در ارتباطه پس هر مشکلی که پسپیش میاد کی باید حل کنه؟ من و شما؟ نه! این مجموعه سه عضوی باید اونو حل کنه خداوند به عنوان مسبب الاسباب ما رو هدایت میکنه به سمت حل مسئله و ضمیر ناخوداگاه که دست دیگش در دست تمام کائناته زمین و زمان رو  در مسیر حل مسئله قرار میده. حالا وظیفه ما در مقابل این ضمیر ناخوداگاه چیه؟ ما باید اونو تربیت کنیم چطوری؟چون این بحث خیلی طولانیه و دستام از تایپ کردن خسته شدن اجازه بدین ادامه این مطلب رو سر فرصت براتون بنویسم در ضمن اگه راجع به این موضوع نظری دارین خوشحال میشم برام بفرستین ممنونم از اینکه به این مطلب توجه کردی