اس ام اس هاي عارفانه(قسمت ششم)
شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتي اما حالا كه به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص.
**********
سيگار با اينكه مي دونه آخرش زير پات له ميشه ولي تا آخر باهات مي سوزه.
**********
محبت رو از جاسيگاري بياموز، با اينكه مي دونه سيگار آخرش دلشو مي سوزونه اما بازم اونو تو دلش جا ميده.
**********
ما هميشه صداهاي بلند را مي شنويم، پر رنگ ها را مي بينيم و سخت ها را مي خواهيم، غافل از اينكه خوب ها آسان مي آيند، كم رنگ مي مانند و بي صدا مي روند.
**********
تنها تكيه گاهم بود، آنكه با اولين نسيم در هم شكست.
**********
شمع مي سوزد و پروانه دورش مي چرخد، من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم؟
*********
براي رسيدن به تو چه لحظه ها را سفر كردم اما تو به اندازه فاصله ها از من دوري
+ نوشته شده در ساعت 11:5 توسط آشنا
|
تو این وبلاگ سعی شده داستانهای کوتاه اما آموزنده ای رو براتون بزاریم تا در موقع لزوم بتونید ازش استفاده کنید. شما می تونید اگه داستانی داشته باشید که اینجا نباشه اونو واسه ما بفرستید تا به اسم خودتون آپ کنیم. قبلا از نظرای قشنگتون تشکر می کنیم.